عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
برگیر و دهل میزن کان ماه پدید آمد
عید آمد ای مجنون غلغل شنو از گردون
کان معتمد سدره از عرش مجید آمد
عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان
کان قیصر مه رویان زان قصر مشید آمد
صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی
کان خوبی و زیبایی بیمثل و ندید آمد
زان قدرت پیوستش داوود نبی مستش
تا موم کند دستش گر سنگ و حدید آمد
عید آمد و ما بیاو عیدیم بیا تا ما
بر عید زنیم این دم کان خوان و ثرید آمد
زو زهر شکر گردد زو ابر قمر گردد
زو تازه و تر گردد هر جا که قدید آمد
برخیز به میدان رو در حلقه رندان رو
رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد
غمهاش همه شادی بندش همه آزادی
یک دانه بدو دادی صد باغ مزید آمد
من بنده آن شرقم در نعمت آن غرقم
جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد
بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن
رو صبر کن از گفتن چون صبر کلید آمد
«حضرت مولانا»
نوستالژی نوشت: قدیما وقتی که تلویزیون می خواست اعلام کنه روز آینده عید فطر است این آهنگ (دانلود از اینجا+)را پخش میکرد. هنوزم بعد این همه سال شنیدنش برام لذت توصیف ناپذیری داره.
حال نوشت: خدا رو شکر امسال عید خونه هستم. راستش بعضی چیزا هستند تو دنیا که حاضر نیستی با هیچی عوضش کنی، مثل قنوت نماز عید فطر. چون که یه حال ویژه ای داره... اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاَّءِ وَالْعَظَمَةِ...
شعر نوشت:
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
برچسب:
نویسنده: آرمان حیدری