
مژده بده، مژده بده، یار پسندید مراسایه ی او گشتم و او برد به خورشید مراجانِ دل و دیده منم، گریه ی خندیده منمیارِ پسندیده منم، یار پسندید مراکعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نمازکان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مراپرتو دیدار خوشش تافته در دیده ی منآینه در آینه شد: دیدمش و دید مراآینه خورشید شود پیش رخ روشن اوتابِ نظر خواه و ببین کاینه تابید مراگوهرِ گم بوده نگر تافته بر فرق فلکگوهریِ خوب نظر آمد و سنجید مرانور چو فواره زند بوسه بر این باره زندرشکِ سلیمان نگر و غیرتِ جمشید مراهر سحر از کاخ کرم چون...
ادامه مطلب
مژده بده، مژده بده، یار پسندید مراسایه ی او گشتم و او برد به خورشید مراجانِ دل و دیده منم، گریه ی خندیده منمیارِ پسندیده منم، یار پسندید مراکعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نمازکان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مراپرتو دیدار خوشش تافته در دیده ی منآینه در آینه شد: دیدمش و دید مراآینه خورشید شود پیش رخ روشن اوتابِ نظر خواه و ببین کاینه تابید مراگوهرِ گم بوده نگر تافته بر فرق فلکگوهریِ خوب نظر آمد و س...
ادامه مطلب